خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه داغهاست که بر سینه فگارم نیستچه دردهاست که بر جان بی قرارم نیست
۲
دلم ز کوشش خون گشت و کام دل نرسیدچه سود دارد بخشش، چو بخت یارم نیست
۳
به خاک کوی بسازم، چو خاک یار نیمبر آستانه بمیرم چو پیش بارم نیست
۴
خوشم به دولت خواری و ملک تنهاییکه التفات کسی را به روزگارم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲