شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن تو کاندیشه به کارش گم استکی به حد معرفت مردم است
۲
پرده برافگن که گه والضحی استزانکه رهی در تو و در خود گم است
۳
بارگی آهسته تر، ای هوشیارزانکه صف مور به زیر سم است
۴
این تن چوبین که به صد پاره بادپختن سودای ترا هیزم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth