خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن تو کاندیشه به کارش گم استکی به حد معرفت مردم است
۲
پرده برافگن که گه والضحی استزانکه رهی در تو و در خود گم است
۳
بارگی آهسته تر، ای هوشیارزانکه صف مور به زیر سم است
۴
این تن چوبین که به صد پاره بادپختن سودای ترا هیزم است
صفحهٔ ۱ از ۳