خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که در پیش چشم روشن ماستگوییا آفت دل و تن ماست
۲
چشم ما گر نمی شود، ماناکآن همان آفتاب روشن ماست
۳
لاله ها می دمد ز خون دو چشمگرد من آن بهار و گلشن ماست
۴
غمزه زن جان من و گر میرمغم مخور خون ما به گردن ماست
صفحهٔ ۱ از ۲