شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنچه بر جان من ز غم رفته‌ستهمه از دست آن صنم رفته‌ست
۲
می‌نویسد به خون من تعویذچه توان کرد، چون قلم رفته‌ست
۳
پای در ره نهاد و مهر گذاشتزانکه در راه مهر کم رفته‌ست
۴
به ستم می‌رود ز من، یا رببر کسی هرگز این ستم رفته‌ست؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth