شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجا دولت وصلش آرم به دستکه جز باد چیزی ندارم به دست
۲
سر زلف او تا نگیرد قرارکی آید دل بیقرارم به دست
۳
گهش می فشانم سر خود به پایچه چاره نبود اختیارم به دست
۴
سر آمد درین آرزو روز غمکه افتد شبی زلف یارم به دست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth