خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلودبر عاشق مسکین که رخ از خون تر آلود
۲
یک شب ز برای دل من محرم من باشبشنو ز دلم چند حدیث جگر آلود
۳
مانا که بپرسی ز دل من که چه کردی؟در کوی تو کز خون همه دیوار و در آلود
۴
جانها که گرفتار لبت گشت چه دانی؟پرواز مجو از مگسان شکر آلود
صفحهٔ ۱ از ۲