خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفا کن بو که این دل بازگردددمی با جان من دمساز گردد
۲
به رعنایی چنین مخرام و مستیزکه شهری نیم کشت ناز گردد
۳
چو نامت گویم و ناله برآرمدل و جان همره آواز گردد
۴
نگویم حال خود با کس نخواهمکه کس با درد من انباز گردد
صفحهٔ ۱ از ۳