شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دوست که بود خصم جان شدآن صبر که داشتم نهان شد
۲
ما خود به حصور مرده بودیمخاصه که فراق در میان شد
۳
افسوس که شادیی ندیدموین عمر عزیز رایگان شد
۴
ای دوست، نیافتیم کامیدشمن به دروغ بدگمان شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth