شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمم همه روز خون تراودمن دانم و دل که چون تراود
۲
نتراوم پیش هیچ مردمکز مردم دیده خون تراود
۳
دل گر ز تو لخته شد محال استکاین حال به آزمون تراود
۴
با دیده مگوی راز، ای دوستزیرا که روان برون تراود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth