خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشیدیا شبی از دست تو جام طرب خواهم کشید
۲
گر بر آن خمخانه جان دست خواهم یافتنساغری از آب حیوان تا به لب خواهم کشید
۳
گفتی امشب زلف بر دستت نهم تا می کشیده که من تاری ازینسان تا به شب خواهم کشید
۴
گر کشم جعد ترا، گویی مکن ترک ادبعاشق و مستم ز من ناید ادب، خواهم کشید
صفحهٔ ۱ از ۲