خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آوردتا کدامین باد بویی زان جفا کار آورد
۲
رفت آن شوخ و دل خون گشته را با خود ببردعاقبت روزی همان خونش گرفتار آورد
۳
دوستان، من کی هوس دارم به نالیدن، ولیدرد چون در سینه باشد، ناله زار آورد
۴
آرزومندان به آب دیده معذورند، از آنکفرقت روی عزیزان گریه بسیار آورد
صفحهٔ ۱ از ۳