خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذردراضیم گر در دلش از بعد ماهی بگذرد
۲
بیهشم در راهش افتاده، مرا آگه کنیدگر درین ره سرو بالا کج کلاهی بگذرد
۳
ای صبا، جانم ببر، در خاک کویش کن نثارگر درین ره نگذرد آخر به راهی بگذرد
۴
حال پامالان راه خویش می پرسی، مپرسوای بر موران دران شارع که شاهی بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳