شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهدعشق جانم می شکافد، در میانش می نهد
۲
باد کز کویش وزد، مشتاق را بندد همیهم به زنجیری که بر اشک روانش می نهد
۳
می نهم بر آستانش چشم و می میرم ز شرمدیده کاین داغ سیه بر آستانش می نهد
۴
درد مشتاق، ای به خواب ناز، کی دانی تو شرح؟داند آن کو گوش بر آه و فغانش می نهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth