خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شودکلبه جان ز بلاهای تو معمور شود
۲
هست روشن به رخت دیده، اگر خاک رهتباز در دیده کشم، نور علی نور شود
۳
گشت اعمی، چو خط سبز ترا دید رقیبچشم افعی چو زمرد نگرد، کور شود
۴
حالیا چشم تو مست است، چها می کند او؟آه، اگر غمزه زنان آید و مخمور شود
صفحهٔ ۱ از ۲