شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کردحکایت دل شیدا نمی توانم کرد
۲
تو حال من خود ازین روی زرد بیرون برکه من به روی تو پیدا نمی توانم کرد
۳
درونه خون شد و سختی جان من بنگرکه دل هنوز شکیبا نمی توانم کرد
۴
بدین خوشم که تو باری درون جان منیمن ار به خاطر تو جا نمی توانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth