خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما را از آن خویش نشدبهر بیداد او به کیش نشد
۲
دوش در پاش دیده می سودمپاش آزرد و دیده ریش نشد
۳
می دهم جان به عشق و می دانمکه کسی را از آن خویش نشد
۴
از تو محروم می روم، چه کنم؟عمر روزی و عهد بیش نشد
صفحهٔ ۱ از ۲