خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدتی شد که یار می نایدوان بت گلعذار می ناید
۲
جان خود را شکار او کردمرغبتش بر شکار می ناید
۳
می شمارند بس که یارانشبنده خود در شمار می ناید
۴
تا برآورد گرد از دلهازو دلی بی غبار می ناید
صفحهٔ ۱ از ۳