خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده در خون سزای می بیندکان خط مشکسای می بیند
۲
می رود مست و می بمیرد خلقکان رخ جانفزای می بیند
۳
پای بر دیده می نهد وز شرمدیده بر پشت پای می بیند
۴
گر چه فریاد می کند، سلطانکی به سوی گدای می بیند
صفحهٔ ۱ از ۳