شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با رخت شب چراغ نتوان کردبی رخت سینه داغ نتوان کرد
۲
پیش تو آفتاب نتوان جستروز روشن چراغ نتوان کرد
۳
از دو زلفت کمان شده ست تنمخود کمان از دو زاغ نتوان کرد
۴
باز کن لب که از چنان تنگیمیل سوی فراغ نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth