شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مست ناز جان جهان که می رودوان گل به دست سرو روان که می رود
۲
بنگر که با دلی که کشانی همی بردتا بهر خاطر نگران که می رود
۳
زین سوی منگرید که کشته از آن کیست؟زان سو نگه کنید که جان که می رود
۴
جانا، دلم مبین که چو چاوش در فغانستاین بین که در رکاب و عنان که می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth