شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی کاو عاشق روییست در گلزار نگشایدگر کاندر دل یاری ست از اغیار نگشاید
۲
رو، ای باد و تماشا دیگران را بر بسوی گلکه ما را غنچه پر خون است، در گلزار نگشاید
۳
چه طالع دارم این کز آسمان یک کاروان غمکه آید بر زمین، جز بر دل من بار نگشاید
۴
مرا در کار خود کند است دندان، زان ترش ابروبدین دندان که من دارم گره از کار نگشاید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth