شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو کز سوزم نه‌ای واقف، دلت بر من نمی‌سوزدمرا آنجا که جان سوزد، ترا دامن نمی‌سوزد
۲
ز غیرت سوختم، جانا، چو در غیرم زدی آتشتو آتش می‌زنی در غیر و غیر از من نمی‌سوزد
۳
رخت کز دانه فلفل نهاده خال بر عارضکدامین روز کان یک دانه صد خرمن نمی‌سوزد
۴
نسازد دوست جز با دوست تا سوزد دل دشمنتو چندین دوست می‌سوزی که کس دشمن نمی‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth