خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز که از باران شد سبزه رعنا ترسیم و زر گل جمله گشتند به صحرا تر
۲
احوال دو چشم من در گریه یکی بنگرچون خانه پر روزن اینجاتر و آنجاتر
۳
صد جان نه یکی باید تا صرف کنم در رهگردد چو کف پایت در راه تماشاتر
۴
آهنگ برون داری، آب است به ره، ای چشمزین راه تفحص کن خشک است زمین یا تر
صفحهٔ ۱ از ۲