خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا، چشم رحمت سوی من دارعنایت بر تن چون موی من دار
۲
مده، ای پارسا، بیهوده بندمدلی، گر می توانی،سوی من دار
۳
دو تا شد بازویم زیر سر، آخردمی سر در خم بازوی من دار
۴
جفا کم کن، ولی گر خواهدت دلنمی گویم که شرم از روی من دار
صفحهٔ ۱ از ۲