شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدرشاید که نپسندد دلش بر جان من بار این قدر
۲
بیچاره ای از دست شد، آخر چه کم گردد ز تو؟گر بازگویی، ای باد صبا، در حضرت یار این قدر
۳
گر بهر چون تو کعبه ای، عمری به دیده ره رومهم سهل باشد جان من، این مزد را کار این قدر
۴
از دیده زیر پای تو چندان فشانم لعل و درروزی نگفتی کان فلان هست از تو بسیار این قدر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth