خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد نوروز آمد و درهای بستان کرده بازگل جهانی را به روی خویش خندان کرده باز
۲
غنچه بهر صد درم گل را به زندان کرده بودزر بداد آن گه صبا و قفل زندان کرده باز
۳
در عرق شد غنچه از گرما و تنگ آمد ز خویشباد خوش می آید، از گرما گریبان کرده باز
۴
چرخ گردان بهر ما را ساخت از گل کوزه هاابر آن گه کوزه ها بر آب حیوان کرده باز
صفحهٔ ۱ از ۲