خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ سازیا تماشا گاه جانم آن رخ گلرنگ ساز
۲
زان همه دلها که از خوبان ربودی گرد خویشتا نبیند چشم اغیارت حصار سنگ ساز
۳
دعوی خون بر لبت بسیار شد، بهر خداخنده شیرین کن و پس غنچه را دل تنگ ساز
۴
ما نه ایم آنها که از چنگ تو جان خواهیم بردخواه با ما صلح جوی و خواه با ما جنگ ساز
صفحهٔ ۱ از ۲