خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من برد، نتوان یافت بازشکه دستی نیست بر زلف درازش
۲
شدم در کندن جان نیم کشتهز چشم نیم مست و نیم نازش
۳
به من بخشید اجلهای خود، ای خلقکه میرم هر زمان در پیش بازش
۴
چرا محمود از غیرت نمیرد؟که میرد دیگر پیش ایازش
صفحهٔ ۱ از ۳