خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه پرسش من نیست رایشرها کن تا بمیرم زیر پایش
۲
زمین را بهره زان پا و سرم دوربه غیرت هر دم از خاک سرایش
۳
سر ما در کمند و شه به جولانچه غم می دارد از مشتی گدایش!
۴
چو از ما رفت، یاران، جان بی شرمبدار ار می توانی داشت جایش
صفحهٔ ۱ از ۲