خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دلافتاد سخن در جان گفتار همان در دل
۲
گفتم بکنم یادش ماند که بماند جانشد کیسه همه خالی طرار همان در دل
۳
یک شهر پر از خوبان ده باغ پر از گلهاصد جای نهم دیده، دلدار همان در دل
۴
قربان شومی بهرش کافزون شودی عمرشبا جان خود این خواهم، با یار همان در دل
صفحهٔ ۱ از ۲