خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببستی چشم من ز افسون زبان همدلم بردی نه تنها بلکه جان هم
۲
خرابم می کنی از رخ، ز لب نیزازینم می کشی، جانا، از آن هم
۳
ز تیر تست ما را دعوی خونگواهی می دهد دل، آن کمان هم
۴
ز بیداد تو خرسندم همه عمراگر خون ریزیم، راضی، بدان هم
صفحهٔ ۱ از ۳