خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پری رویی که من حیران اویمبه جان آمد دل از هجران اویم
۲
رقیبا، دیدنم باری رها کندو روزه عمر تا مهمان اویم
۳
بگفتندش، فلان مرد از غمت، گفت«نخواهد مرد چون من جان اویم »
۴
صبا هم بر شکست از ما که روزینیارد بویی از بستان اویم
صفحهٔ ۱ از ۲