خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما عافیت نثار ره درد کرده ایمجان را به می برید عدم فرد کرده ایم
۲
زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورددل را ز آب خورد جهان سرد کرده ایم
۳
نیک است هر بدی که کند کس به جای منگر نیک و بد ز هر چه توان کرد کرده ایم
۴
تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲