خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتمطاقت رسید و با تو رسیدن نیافتم
۲
گفتم «رخت ببینم و میرم به پیش تو»هم در هوس بمردم و دیدن نیافتم
۳
گفتی به خون من سخنی، هم خوشم، ولیکچه سود کز لب تو شنیدن یافتم
۴
دی با درخت گل به چمن همنشین شدمخود باغبان در آمد و چیدن نیافتم
صفحهٔ ۱ از ۲