شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب تا به روز خون جگر نوش کرده امخوش عشرتی ست این که شب دوش کرده ام
۲
خون شد حرام شرع، ولی من چو عاشقمبر من حلال باد که خوش نوش کرده ام
۳
گر سرو و لاله ای بر برم نیست، این بس استکز خون دیده لاله در آغوش کرده ام
۴
گفتی «به فرق بر سر کویم طواف کن »زین لطف پای خویش فراموش کرده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth