شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟کز روزگار صبر و سلامت جدا شدم
۲
هر دم به خون دیده خود غرقه می شوممن خون گرفته با تو کجا آشنا شدم؟
۳
از من قرار و صبر، ندانم کجا شدند؟من خود ز خویش هیچ ندانم، کجا شدم؟
۴
از بس که گم شدم به خیالات زلف توموری بدم که در دهن اژدها شدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth