شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما در این شهر پای بند توایمعاشق قامت بلند توایم
۲
مرده آن دهان چون پستهکشته آن لب چو قند توایم
۳
می دوانی و می کشی ما راچون بدیدی که در کمند توایم
۴
ای جفا بر دلم پسندیدهدوستی بود، ار سپند توایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth