خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویت، ای نازنین، که می بینمجان ستاند، چنین که می بینم
۲
گفتی «از رویم آرزوی تو چیست؟»آرزویم همین که می بینم
۳
دیدنت مردنی ست هر روزمنزیم من چنین که می بینم
۴
نتوان رنج عشق او بشنیدمن بیچاره بین که می بینم
صفحهٔ ۱ از ۲