خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشقت من خسته جان می خراشمچگونه ز هر دیده خونی نپاشم؟
۲
به یک جرعه ای، ساقیا، جمله زهدمکزین بیشتر می نیرزد قماشم
۳
سر گنج شاهان ندارم، مرا بسرخ خوبرویان وجوه معاشم
۴
به میخانه ها بس که دیوانه گشتممرا دیو گیرد چو زو دور باشم
صفحهٔ ۱ از ۲