خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برونهمچو طاووسی که از خلد برین آمد برون
۲
قامت زیبا و رویی چون بهار آراستهراستی گویی که سرو راستین آمد برون
۳
او میان مطلق ندارد، این که می بینیم چیست؟تار مویی کز دو زلف عنبرین آمد برون
۴
نازنینا، تا میان خویش بنمایی مراز انتظام دیده باریک بین آمد برون
صفحهٔ ۱ از ۲