خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که فصل گل همی گویند، اینک آمد آنگل گریبان می درد از خجلت نسرین خزان
۲
شکرستانی ست گویی باغ از شکرلباننیشکر زاری ست گوی گلشن، از عرعر مدان
۳
این زمان آغاز سبزه ست و لب جو می رویمکم ز جنت نیست گلشن، غیرت حورا مردان
۴
طاعت ما شاهد و باده ست کز وی زنده ایممحتسب بگذار تا میرد میان مرتدان
صفحهٔ ۱ از ۳