خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از شب گیسوی تست روشنی روز مناز رخ چون انجمت روشنی انجمن
۲
تا که شکستهدلم صحبت زلفت گزیدصحبت دل کرد اثر، زلف تو شد پرشکن
۳
از سر زلفت نخاست این دل گردنزدهمن ز سرش خواستم، گردن او را بزن
۴
من همه سر مینهم پیش تو بیگفت ِ توتو همه سر میکشی پیش من از گفت من
صفحهٔ ۱ از ۲