خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنشست عشق یار به جانم چنان درونکز عافیت نماند نشانی در آن درون
۲
خوناب گشت و کشته نمی گرددم هنوزآن آتشی که هست درین استخوان درون
۳
هر کس زدی ز مردن فرهاد داستانما نیز آمدیم در این داستان درون
۴
یارب، کسی نبد که زبانم برون کشدیک دم ز ناله می نرود از دهان درون
صفحهٔ ۱ از ۳