خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کنخود را به عشوه، گر چه دروغ است، شاد کن
۲
بنویس نامه ای و روا کن به دست اشکلیک اول از سیاهی چشمم سواد کن
۳
تا چند خود مراد کنی صد هزار کاریک کار بر مراد من بی مراد کن
۴
اینک سواره می رود و تا ببینمشای آب دیده یک نفسی ایستاد کن
صفحهٔ ۱ از ۲