خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر نگاهی بر حال ما کندرد دلم را روزی دوا کن
۲
از دست هجران من در بلایمیارب، به فضلت آن را دوا کن
۳
گفتی «به وصلت روزی نوازم »وقت است، جانا، وعده وفا کن
۴
من در فراقت شوریده حالمباز آی و رحمی بر حال ما کن
صفحهٔ ۱ از ۲