شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرونبگیریدیش او، کز کف عنانم می رود بیرون
۲
دعایی خوانش، ای زاهد که چندین خاطر خستهبه همراهی آن جان جهانم می رود بیرون
۳
بدی گر گویمت، جانا، مگیر از من که مدهوشمنمی دانم که تا چه از زبانم می رود بیرون
۴
به جانان گفتنم ناگه نخواهد رفت جان، یاربچه نام است این که هر بار از زبانم می رود بیرون؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth