شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامانکه نه سر ماند مرا در غم ایشان نه امان
۲
لب گشایند و نباتی ندهندم، آریکام خود را نتوان یافتن از خودکامان
۳
گر برم در برشان دست، بدزدند اندامسیم دزدی عجبی نیست ز سیم اندامان
۴
رخ چو آتش بنمایند و جگر پخته کننداین دل پخته من سوخته شد زین خامان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth