شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارم از دست برفته ست ز نادیدن توزین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو
۲
آن کجا وقت که در کوچه ما به جولان رفتندل بدزدیدن و دزدیده به ما دیدن تو
۳
آن به خونریز خود از چشم رضا دیدن منو آن بر احوال من از چشم جفا دیدن تو
۴
حال زار گذر من شب تیره دانیکه چه فرق است ز نادیدن تا دیدن تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth