خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رفته و ترک من بدنام گرفتهوز دست وفای دگران جام گرفته
۲
باز آمده ای تا بنمایی و بسوزیدر سوز میاور دل آرام گرفته
۳
خونم مخور، ای دوست، که این باده غم آردچون دید توان آن رخ گلفام گرفته؟
۴
دزدان دل ار شاه بگوید که بگیرندمن گیرم هر موی ترا نام گرفته
صفحهٔ ۱ از ۲