شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شب از سودای آن زلف سیاهبگذرانم از فلک من دود آه
۲
گر کنی دعوی خوبی، می رسدشاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه
۳
ماه را با ابرویت نسبت کنمشرمساری چون نبینم زین گناه
۴
خون چندین سوخته در گردنشآنکه نامش کرده ای زلف سیاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth